کودکان کار در قزوین ساماندهی شدند؛ از نجات کودک تا تغییر سرنوشت

مدیرکل بهزیستی قزوین گفت: طرح‌های حمایتی جدید در استان با محوریت آموزش، درمان و توانمندسازی خانواده‌ها، تلاش دارد تا کودکان کار و خیابان را به مسیر طبیعی رشد برگرداند.

به گزارش خبرنگار ایرنا، مساله کودکان کار و خیابان یکی از تلخ‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین واقعیت‌های اجتماعی است؛ واقعیتی که با وجود حضور روزمره‌ آن در شهر قزوین، اغلب از نگاه عادی مردم و حتی تصمیم‌گیران دور می‌ماند و هر مرتبه که در خیابان با کودکی مواجه می‌شویم که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، مشغول دست‌فروشی، کارگری یا تکدی‌گری است، در واقع با سرریز شدن فقر، نابرابری، ناآگاهی و ضعف نظام حمایت اجتماعی به سطح خیابان روبرو هستیم.

تا زمانی که این ریشه‌ها وجود دارند، پدیده کودکان کار و خیابان نیز از میان نخواهد رفت؛ اما می‌توان با برنامه‌ریزی، مداخله علمی و مشارکت اجتماعی، آن را کنترل، مدیریت و از تبعات سنگین آن بر کودک، خانواده و جامعه جلوگیری کرد، مردم ایران همواره بر حمایت از محرومان، دفاع از حقوق کودکان و توجه به کرامت انسانی تاکید دارند، رسیدگی به وضعیت کودکان در شرایط دشوار تنها یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه دغدغه‌ای اخلاقی، انسانی و مطالبه‌ای جدی از سوی جامعه مدنی است.

سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی حمایت اجتماعی از گروه‌های آسیب‌پذیر، از اواخر دهه ۷۰ خورشیدی به صورت جدی‌تر وارد میدان ساماندهی کودکان کار و خیابان شد و در قزوین نیز از سال ۷۸ با راه‌اندازی مرکز شبانه‌روزی نگهداری از کودکان کار و خیابان و بعدها با تاسیس مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده (خانه خورشید) در سال ۹۵، این موضوع شکل سازمان‌یافته‌تری به خود گرفت.

تصویب آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی در سال ۸۴ و تعیین وظایف ۱۲ دستگاه و نهاد، از جمله سازمان بهزیستی، نقطه عطفی در قانونی شدن این مسوولیت بود و با این حال، افزایش تدریجی تعداد کودکان کار، پیچیدگی وضعیت کودکان اتباع، فقر پایدار برخی خانواده‌ها و ضعف آگاهی عمومی، این پدیده را همچنان به یکی از چالش‌های مهم اجتماعی استان و کشور تبدیل کرده است.

برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع، اقدامات انجام شده، آمار موجود، چالش‌ها و برنامه‌های پیش‌رو، با زهرا غلامرضایی، مدیرکل بهزیستی استان قزوین گفت‌وگویی مفصلی را انجام دادیم، وی در این گفت‌وگو ضمن ارایه تصویر دقیق‌تری از وضعیت کودکان کار و خیابان در قزوین، تاکید دارد که ساماندهی کودکان فقط جمع‌آوری از خیابان نیست؛ بلکه فرآیندی چندبعدی شامل حمایت، درمان، آموزش، توانمندسازی خانواده و جلب مشارکت مردم می‌باشد، آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل این گفت‌وگو است.

​ایرنا. برای سوال نخست بفرمایید مساله کودکان کار و خیابان را چگونه تعریف می‌کنید و هدف اصلی شما در ساماندهی این کودکان چیست.

وقتی از کودکان کار و خیابان صحبت می‌کنیم، فقط درباره چند کودک دست‌فروش یا طفلانی که پشت چراغ قرمز گل می‌فروشند حرف نمی‌زنیم؛ در واقع با یک پدیده پیچیده اجتماعی مواجهیم که ریشه در ترکیبی از فقر اقتصادی، ناآگاهی، نابرابری فرصت‌ها، مشکلات خانوادگی و گاهی مهاجرت و بی‌هویتی دارد، این کودکان در سال‌هایی که باید در امنیت، آموزش و بازی رشد کنند در معرض انواع خطرات جسمی، روانی و اخلاقی هستند و اگر امروز برای آنها کاری نکنیم، فردا با بزرگسالانی مواجه خواهیم بود که خود به معضلات بزرگ‌تر اجتماعی دامن می‌زنند.

هدف اصلی ما در بهزیستی استان قزوین کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از کار و زندگی کودکان در خیابان است؛ یعنی از یکسو کاهش حضور آسیب‌زای کودک در خیابان و از سوی دیگر کاهش پیامدهای منفی آن بر خود کودک، خانواده و جامعه است،و ما به دنبال آن هستیم که این کودکان را صرفا از سطح خیابان جمع نکنیم بلکه با مداخله تخصصی، آنها را به مسیر طبیعی رشد، تحصیل و زندگی سالم بازگردانیم.

در کنار این هدف کلی، ما چند هدف اختصاصی از جمله ارتقای سلامت اجتماعی، کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی کودکان خیابانی، توانمندسازی خود کودک و خانواده او تا چرخه تولید کودک کار در آن خانواده متوقف شود، ارتقای کیفیت خدمات با رویکردهای نوین، خانواده‌محور، پیشگیرانه و مشارکتی، حمایت از حقوق کودکان خیابانی و حفظ منافع عالیه آنها مطابق با اسناد ملی و بین‌المللی و در نهایت کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش مشارکت هدفمند مردم و سازمان‌های غیردولتی در رسیدگی به امور این کودکان را دنبال می‌کنیم.

ما باور داریم نجات حتی یک کودک و نوجوان در زمان حال، می‌تواند به معنای نجات ده‌ها نفر در آینده باشد؛ زیرا کودک امروز، والد، شهروند و گاه تصمیم‌گیر فرداست، بنابراین سرمایه‌گذاری روی این کودکان، نوعی سرمایه‌گذاری اجتماعی بلندمدت است، نه صرفا یک اقدام حمایتی مقطعی.

ایرنا. به صورت مشخص چه مراکزی در استان قزوین برای رسیدگی به وضعیت کودکان کار و خیابان فعال هستند و این ساختار از چه زمانی شکل گرفته است.

سازمان بهزیستی کشور از سال ۷۸ با مشاهده روند رو به رشد کودکان خیابانی در سطح کشور، به صورت خودجوش و با کسب مجوز رسمی از سازمان برنامه و بودجه وقت، طرح پذیرش، تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی را در سراسر کشور راه‌اندازی کرد و در همین چارچوب، در استان قزوین نیز از همان سال ۷۸ یک مرکز شبانه‌روزی نگهداری از کودکان کار و خیابان در شهرستان قزوین راه‌اندازی شد، این مرکز زیرمجموعه بهزیستی و خدمات آن رایگان و دولتی بوده و ماموریت اصلی آن نیز پذیرش کودکان شناسایی‌شده، انجام ارزیابی‌های اولیه، تامین اسکان موقت در صورت نیاز، ارایه خدمات حمایتی و تلاش برای بازپیوند کودک با خانواده در شرایط امن و کنترل‌شده بود.

با گذشت زمان و تجربه‌هایی که به دست آمد، به این نتیجه رسیدیم که همه کودکان کار لزوما نیازمند اقامت شبانه‌روزی نیستند و اتفاقا برای بسیاری از آنها و خانواده‌هایشان، حضور روزانه در مرکز و دریافت خدمات سرپایی، کارآمدتر و مطلوب‌تر است، به همین دلیل در سال ۹۵ مرکز حمایتی و آموزشی کودک و خانواده (خانه خورشید) در شهرستان قزوین تاسیس شد؛ این مرکز با رویکرد روزانه و خانواده‌محور فعالیت می‌کند و خدمات متنوعی از جمله شناسایی و جذب کودکان کار، مشاوره، آموزش، پیگیری تحصیلی، برنامه‌های فرهنگی و ورزشی و حمایت‌های اجتماعی را ارایه می‌دهد.

موضوع مهم دیگر، تصویب آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی در ۲۴ شهریورماه سال ۸۴ است که با این آیین‌نامه، وظیفه ساماندهی این کودکان و خانواده‌هایشان به صورت قانونی به سازمان بهزیستی محول شد و در عین حال ۱۱ دستگاه و سازمان دیگر نیز موظف به همکاری با بهزیستی شدند و این امر باعث شد موضوع از حالت اقدام صرافا داوطلبانه و بخشی به یک مسوولیت قانونی و بین‌بخشی تبدیل شود.

در سال ۱۴۰۲ هم کارگروه‌های متعددی در کارگروه اجتماعی استانداری و اداره کل بهزیستی با محوریت تبیین شرح وظایف دستگاه‌ها، شناسایی موانع و چالش‌ها و هماهنگی بیشتر برگزار شد؛ در این جلسات تلاش کردیم همه دستگاه‌های مرتبط مانند آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکی، نیروی انتظامی، شهرداری و سازمان‌های مردم‌نهاد را در یک مسیر هماهنگ قرار دهیم تا کودک و خانواده مجبور نباشند برای هر خدمت به درِ یک نهاد جداگانه مراجعه کنند.

ایرنا. براساس آخرین آمار، وضعیت تعداد کودکان کار و خیابان در قزوین چگونه است و این آمار چه تصویری به ما می‌دهد.

آمار در حوزه کودکان کار و خیابان همیشه نسبی و متغیر است، چون بخشی از این کودکان سیال هستند، محل زندگی یا کارشان را تغییر می‌دهند، یا به صورت فصلی در خیابان دیده می‌شوند؛ با این حال، آمار پذیرش در مراکز می‌تواند تصویر نسبتا روشنی از حجم کار و میزان مداخلات به ما ارایه دهد.

به طور کلی طی سال گذشته در مرکز شبانه‌روزی، ۴۹ کودک کار و خیابان شناسایی و پذیرش شدند؛ در مراکز روزانه حمایتی و آموزشی (مانند خانه خورشید)، ۵۸ کودک و همچنین تا پایان اردیبهشت‌ماه سال جاری نیز سه کودک در مراکز شبانه‌روزی و ۱۴ کودک در مراکز روزانه حمایتی و آموزشی، شناسایی و پذیرش شده‌اند.

این ارقام چند پیام دارد؛ نخست اینکه پدیده کودکان کار و خیابان در قزوین واقعیتی انکارناپذیر است، هرچند شاید نسبت به برخی استان‌های بزرگ‌تر، حجم آن کمتر باشد، دوم اینکه مداخلات ما از سطح صرفا مشاهده، به شناسایی، پذیرش و ارایه خدمات تخصصی رسیده، یعنی کودک از حالت نامرئی برای نظام حمایتی خارج شده و زیر چتر خدمات قرار گرفته است.

نکته مهم دیگر اینکه آمار پذیرش لزوما به معنای تعداد واقعی کل کودکان کار در استان نیست، برخی از کودکان ممکن است هنوز شناسایی نشده باشند، برخی خانواده‌ها در مراحل اولیه اعتمادسازی هستند و برخی کودکان به دلایل مختلف از مراجعه به مراکز خودداری می‌کنند و به همین دلیل ما در کنار ثبت آمار پذیرش، به صورت مستمر در حال برنامه‌ریزی برای افزایش پوشش شناسایی، جذب داوطلبانه و کاهش موانع مراجعه خانواده‌ها هستیم.

در نهایت، اعتقاد ما این است که حتی اگر میزان این پدیده در استان کم هم باشد، وجود یک کودک در خیابان، برای ما به عنوان جامعه و حاکمیت، یک علامت هشدار است؛ بنابراین هیچ عددی در این حوزه قابل چشم‌پوشی نیست.

​ایرنا. چه نوع خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی به این کودکان و خانواده‌های آنها ارایه می‌شود و این همکاری‌ها با چه دستگاه‌هایی است.

نگاه ما به کودک کار، تنها به عنوان یک مرجع اجتماعی نیست؛ ما او را یک انسان دارای حق می‌دانیم که نیازهای توامان جسمی، روانی، آموزشی و اجتماعی دارد، به همین دلیل سبب خدماتی که برای کودکان کار و خیابان تعریف شده، متنوع و بین‌بخشی است، در حوزه بهداشت و درمان نیز براساس آیین‌نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان، چند محور اصلی داریم که شامل ارایه خدمات بهداشتی و درمانی به کودکان و خانواده آنها توسط دانشگاه علوم پزشکی با معرفی سازمان بهزیستی بوده که این خدمات شامل معاینات اولیه، واکسیناسیون، مراقبت‌های بهداشتی دوره‌ای و ارجاع به مراکز تخصصی در صورت نیاز است.

غربالگری بهداشتی مداوم توسط شبکه‌های بهداشت؛ یعنی کودک فقط یک‌بار معاینه نمی‌شود، بلکه به صورت دوره‌ای وضعیت سلامت او پایش می‌گردد، پوشش درمانی در مراکز درمان و بیمارستان‌های تابعه سازمان تامین اجتماعی برای کودک و خانواده درجه اول وی، در مواردی که مشمول این بیمه باشند و برقراری بیمه سلامت برای کودکانی که تحت پوشش بیمه نیستند، تا در مراجعه به مراکز درمانی دچار مشکل مالی نشوند.

در کنار خدمات درمانی، خدمات حمایتی و رفاهی نیز ارایه می‌شود؛ از جمله تامین بخشی از نیازهای اولیه کودک مانند پوشاک، تغذیه در ساعات حضور در مرکز، لوازم بهداشتی و در موارد ضروری کمک‌های معیشتی به خانواده؛ خدمات مشاوره روانشناختی و مددکاری اجتماعی برای خود کودک و اعضای خانواده، با هدف کاهش تنش‌های خانوادگی، افزایش مهارت‌های فرزندپروری و کمک به تصمیم‌گیری صحیح درباره کار کودک، معرفی به نهادهای حمایتی دیگر مانند کمیته امداد یا خیریه‌ها، در صورت احراز شرایط، برای تکمیل حمایت‌های اقتصادی.

نکته‌ای که روی آن تاکید داریم این است که کودک بدون خانواده قابل توانمندسازی نیست؛ به همین دلیل در طراحی خدمات، خانواده را نیز به رسمیت شناخته‌ایم و تلاش می‌کنیم به جای جدا کردن کودک از خانواده، خانواده را تقویت کنیم تا خود به محیط امن و حامی برای او تبدیل شود.

ایرنا. در حوزه تحصیل و آموزش، برای کودکان کار چه اقداماتی انجام می‌دهید، با توجه به اینکه برخی از آنها بازمانده از تحصیل هستند، چگونه به مدرسه بازگردانده می‌شوند.

تحصیل حق مسلم همه کودکان است و ما در بهزیستی قزوین این حق را برای کودکان کار کاملا جدی می‌گیریم، رویکرد ما این است که کار نباید جایگزین مدرسه شود؛ بنابراین یکی از محورهای اصلی مداخلات ما، پیگیری وضعیت تحصیلی و بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل به چرخه آموزش است و مددکاران اجتماعی در مراکز شبانه‌روزی و روزانه، ابتدا وضعیت تحصیلی هر کودک را به‌صورت فردی ارزیابی می‌کنند که آیا کودک در مدرسه ثبت‌نام شده است یا خیر، اگر ثبت‌نام شده، آیا به صورت منظم در کلاس درس حاضر می‌شود، افت تحصیلی دارد یا خیر و پس از این ارزیابی، صدور معرفی‌نامه و پیگیری ثبت‌نام کودکان در مدارس عادی، در صورت نداشتن پرونده تحصیلی، تماس و ارتباط مستمر با مدرسه محل تحصیل برای اطمینان از حضور کودک در کلاس و بررسی روند تحصیلی او، برگزاری کلاس‌های آموزشی و جبرانی (به‌ویژه در ایام تابستان) برای کاهش عقب‌ماندگی تحصیلی، تقویت سواد پایه و مهارت‌های یادگیری؛ برگزاری جلسات کتاب‌خوانی، بحث و بارش فکری برای تقویت علاقه به مطالعه، افزایش آگاهی و رشد مهارت‌های فکری کودک و استفاده از بازی‌های گروهی، بازی‌های رایانه‌ای هدفمند و فعالیت‌های گروهی برای آموزش غیرمستقیم مهارت‌های اجتماعی، کار گروهی، تاب‌آوری و مدیریت هیجان انجام می‌شود.

در مورد کودکان بازمانده از تحصیل، تلاش اصلی ما این است که در اولویت آنها را در مدارس عادی و در کنار همسالان‌شان ثبت‌نام کنیم، حتی اگر نیاز باشد از تسهیلات ویژه مثل کلاس خصوصی فشرده، کمک‌معلم، تجهیزات خاص آموزشی یا حمایت‌های مالی استفاده کنیم.

این کار را با هماهنگی کامل آموزش و پرورش انجام می‌دهیم و اگر به هر دلیلی، برای مثال شرایط سنی، فاصله زیاد از سن متعارف پایه یا مشکلات خاص یادگیری، امکان ادامه تحصیل در مدارس عادی فراهم نشد، آن‌وقت گزینه‌های دیگری از جمله مدارس بزرگسالان، شبانه، شبانه‌روزی و یا در صورت نیاز، مدارس استثنایی برای کودکان دارای نیازهای ویژه استفاده می‌کنیم.

هدف نهایی این است که هیچ کودک کاری به بهانه کار و شرایط خانواده، از حق تحصیل محروم نماند و حتی اگر برای بازگشت او به مدرسه نیاز به مسیرهای جایگزین و انعطاف‌پذیر باشد، آن مسیرها را فعال کنیم.

ایرنا. بخش مهمی از کودکان کار، اتباع غیرایرانی هستند، در مورد این گروه چه وضعیتی داریم و چه چالش‌هایی در ارایه خدمات به آنها وجود دارد.

یکی از واقعیت‌های میدانی که هم در مطالعات و هم در تجربه‌های اجرایی ما مشاهده شده، این است که بین درصد قابل توجهی از کودکان کار و خیابان، اتباع غیرایرانی، به‌ویژه کودکان افغانی حضور دارند، در برخی نمونه‌ها از کودکان گردآوری‌شده در طرح‌های ساماندهی، بین درصدی از آنها غیرایرانی بوده‌اند و این وضعیت چند چالش عمده ایجاد می‌کند؛ اول اینکه برخی از این کودکان یا خانواده‌هایشان فاقد مدارک اقامت معتبر هستند، این موضوع هم در دسترسی آنان به خدمات آموزشی و درمانی و هم در فرآیندهای قانونی و حمایتی مشکل ایجاد می‌کند، گاهی خانواده‌ها به دلیل ترس از پیگیری‌های قانونی از مراجعه به مراکز رسمی و استفاده از خدمات بهزیستی هم خودداری می‌کنند.

دوم اینکه بررسی تابعیت و هویت کودک برای ساماندهی او بسیار مهم است، ما باید بدانیم کودک چه وضعیتی از نظر تابعیت دارد تا بتوانیم با همکاری دستگاه‌های مسوول، مسیر قانونی مناسب را برای او و خانواده‌اش پیگیری کنیم که در همین راستا با استفاده از سیستم عکس‌برداری از عنبیه چشم و ثبت اطلاعات بیومتریک، تلاش کرده‌ایم از ثبت اطلاعات تکراری جلوگیری کنیم و هویت کودکان را به شکل دقیق‌تری شناسایی کنیم، این تجهیزات با استفاده از اعتبارات ملی برای سازمان بهزیستی تهیه شده است.

سوم اینکه در مورد کودکان اتباع، هم‌افزایی بین دستگاهی بسیار حیاتی است، ما به تنهایی نمی‌توانیم همه مسایل مربوط به مهاجرت، اقامت، آموزش و درمان این کودکان را حل کنیم و به همین دلیل، همکاری نزدیک با استانداری، اداره اتباع، آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکی و سایر نهادهای مرتبط را در کارگروه‌های مختلف دنبال می‌کنیم و در عین حال، یک اصل برای ما غیرقابل‌چشم‌پوشی است؛ کودک، کودک است؛ فارغ از تابعیت و ملیت، از منظر انسانی و اخلاقی، ما موظفیم حداقل‌های لازم برای حفظ کرامت، سلامت و امنیت او را فراهم کنیم و تلاش داریم تعادل بین ملاحظات قانونی و الزامات انسانی را حفظ کنیم، تا این کودکان در بین خلاهای قانونی و اداری، گم نشوند.

​ایرنا. از نگاه شما، مهمترین اقدامات و پیش‌نیازها برای حذف کار کودک و کاهش حضور کودکان در خیابان چیست.

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، حذف کامل کار کودک یک هدف بلندمدت و چندبعدی است، این موضوع فقط با یک طرح مقطعی جمع‌آوری از خیابان حل نمی‌شود، بایستی همزمان روی فرد، خانواده، جامعه و ساختارهای حمایتی کار کنیم، چند محور اصلی را در این زمینه می‌توانم برشمرد؛ نخست توانمندسازی فرد و خانواده، تا زمانی که خانواده در فقر شدید به سر می‌برد، امنیت شغلی ندارد یا مهارت کافی برای کسب درآمد سالم و پایدار ندارد، احتمال بازگشت کودک به خیابان وجود دارد، بنابراین باید برای والدین و سرپرستان، برنامه‌های توانمندسازی اقتصادی، آموزش مهارت‌های شغلی، دسترسی به فرصت‌های اشتغال و کمک‌های معیشتی هدفمند را تقویت کنیم.

دوم، اقدامات فرهنگی و آگاه‌سازی عمومی، هنوز بخشی از جامعه، حضور کودک در خیابان را امری عادی یا حتی نوعی کمک به خانواده تلقی می‌کند، برخی هم با خرید مکرر از کودکان دست‌فروش، ناخواسته این چرخه را تقویت می‌کنند و ما نیازمند برنامه‌های فرهنگی، رسانه‌ای و تبلیغی موثر هستیم؛ از تولید تیزرها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی تا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، اجرای برنامه در مدارس و مساجد و استفاده از ظرفیت هنرمندان و سمن‌ها، برای اینکه پیام روشنی منتقل شود؛ جای کودک در مدرسه و خانه امن است، نه در خیابان.

سوم، آگاه‌سازی خانواده و خود کودک از منابع حمایتی جامعه، بسیاری از خانواده‌ها اصلا نمی‌دانند چه خدماتی وجود دارد، چگونه می‌توانند از بهزیستی یا سایر نهادهای حمایتی کمک بگیرند یا از پیامدهای حقوقی کار کودک آگاه نیستند، ما باید به صورت مستمر، از طریق مددکاران، مراکز حمایتی، رسانه‌ها و حتی آموزش چهره‌به‌چهره، خانواده‌ها را از حقوق کودک، پیامدهای کار زودهنگام و راه‌های دسترسی به خدمات حمایتی آگاه کنیم.

چهارم، تقویت همکاری بین‌بخشی و مشارکت مردم، همان‌طور که اشاره کردم، ساماندهی کودکان کار فقط وظیفه یک سازمان نیست، ما نیازمند همکاری جدی همه دستگاه‌ها و همچنین مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد، خیرین، گروه‌های داوطلب و خود شهروندان مسوولیت‌پذیر هستیم و کاهش تصدی‌گری دولت و سپردن بخشی از کار به نهادهای غیردولتی، در عین نظارت و حمایت، یکی از راهبردهای اصلی ماست.

پنجم، هماهنگ‌سازی خدمات با نیاز واقعی کودک و خانواده، خدمات باید منعطف، در دسترس و متناسب با شرایط زندگی کودک باشد، به همین دلیل تلاش داریم تا امکان دریافت خدمات تخصصی توسط کودک و خانواده را بدون نیاز به اقامت شبانه‌روزی در مراکز فراهم کنیم، این کار باعث می‌شود خانواده احساس نکند که برای کمک گرفتن باید کودک را از زندگی خود جدا کند.

اگر این محورها به‌صورت همزمان و پایدار دنبال شوند، می‌توانیم به‌تدریج شاهد کاهش واقعی کار کودک و حضور آنان در خیابان باشیم، نه صرفا جابجایی آنها از یک نقطه شهر به نقطه دیگر.

ایرنا. مهمترین پیامی که می‌خواهید به شهروندان، فعالان مدنی و مسوولان درباره کودکان کار و خیابان در قزوین بدهید چیست.

پیام من در سه سطح است؛ به مردم، فعالان مدنی و مسوولان، به مردم می‌گویم هر بار که کودک کاری را در خیابان می‌بینید، او را فقط به چشم یک فروشنده کوچک نبینید، پشت آن چهره خسته، یک داستان پیچیده از فقر، نابرابری و بی‌پناهی وجود دارد، کمک نقدی یا خرید از او، اگرچه با نیت خیر است، اما ممکن است او را بیشتر در خیابان نگه دارد، بهتر است این کمک‌ها از مسیرهای رسمی، مراکز حمایتی و سازمان‌های مردم‌نهاد معتبر انجام شود تا به جای تقویت چرخه کار کودک، به تقویت مسیر آموزش و حمایت او منجر شود.

به فعالان مدنی و سمن‌ها می‌گویم ما در بهزیستی به شدت نیازمند همراهی آنان هستیم، تجربه نشان داده هر جا سمن‌های توانمند و دلسوز وارد شده‌اند، کیفیت و دامنه خدمات به کودکان کار افزایش یافته است، از شما دعوت می‌کنیم با ما در طراحی برنامه‌ها، اجرای طرح‌های آموزشی، حمایت‌های فرهنگی و حتی رصد وضعیت میدانی این کودکان همکاری کنید.

و به مسوولان و تصمیم‌گیران عرض می‌کنم کودکان کار و خیابان، آیینه‌ای هستند که خلاءهای سیاست‌گذاری اقتصادی، اجتماعی و آموزشی ما را نشان می‌دهند، اگر امروز در خیابان‌ها آنها را می‌بینیم، یعنی در جایی از زنجیره حمایت اجتماعی، گسستی وجود دارد، لطفا مساله کودکان کار را در اولویت تصمیم‌گیری‌های توسعه‌ای قرار دهید؛ از تامین بودجه پایدار برای برنامه‌های حمایتی گرفته تا تسهیل قوانین و مقررات برای فعالیت سمن‌ها و تقویت هم‌افزایی بین دستگاه‌ها.

در نهایت تاکید می‌کنم که نجات حتی یک کودک امروز، یعنی نجات ده‌ها نفر در آینده، هر قدمی که برای کاهش کار کودک برداریم، در واقع سرمایه‌گذاری برای امنیت، سلامت و توسعه آینده جامعه‌مان است و امیدوارم با همدلی و عزم جمعی، روزی برسد که هیچ کودکی در قزوین و ایران، ناچار نباشد برای زنده ماندن، کودکی‌اش را در خیابان معامله کند.

کد خبر 183143

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد