با این حال، «زبالهگردی» به دلیل جذابیت «نقدینگی سریع»، شکل غالب کار کودکان در خوزستان شده است؛ آماری که آینده این کودکان را به خطر انداخته است.
اهواز، کلانشهری که سالهاست با معضل حاشیهنشینی دستبهگریبان است، حالا با پدیده تلخ دیگری روبروست؛ کودکانی که از دل همین محلات حاشیهای بیرون میآیند و هر روز خود را به مناطق برخوردارتر میرسانند تا از هر راه ممکن روزی خود را دربیاورند. زبالهگردی، دستفروشی، تکدیگری، پاک کردن شیشه خودروها در تقاطعها، باربری در بازارچهها، کار در کارگاههای کوچک خیاطی یا تعمیرگاهی؛ هر کودک به فراخور توان و موقعیت، شغلی را انتخاب میکند، اما در خوزستان، «زبالهگردی» به عنوان یکی از رایجترین کارهای این کودکان، جای خود را باز کرده است.
براساس اظهارات یکی از جامعه شناسان خوزستانی «بسیاری از کودکان کار در استان خوزستان به زبالهگردی روی میآورند، زیرا حجم نقدینگی آن از برخی فعالیتهای دیگر بیشتر است». اما این تنها مسیر نیست؛ کودکان کار در اهواز گاهی در کنار زبالهگردی، دستفروشی میکنند، در توقفگاههای اتوبوس آدامس میفروشند یا برای کاسبان محلی اجناس جابهجا میکنند. این پدیده ریشه در یک محاسبه اقتصادی تلخ دارد؛ کودکی که در چند ساعت، پول نقدی به دست میآورد، انگیزهاش برای ماندن در مدرسه یا جستجوی آیندهای متفاوت را از دست میدهد.
کودکان کار؛ فراتر از یک شغل
این کودکان تنها کارگرانی خسته نیستند؛ هر یک از آنها دنیایی از آرزوها، بازیهای ناتمام، دلتنگی برای کودکی و گاه استعدادهای پنهان دارند. برخی از آنها عاشق فوتبالاند، برخی نقاشی میکشند، بعضی حافظهای قوی در محاسبه دارند و برخی آرزوی پزشک یا معلم شدن را در سر میپرورانند، اما فقر و نبود امکانات، این رویاها را زیر انبوه زبالهها یا پشت چراغهای قرمز دفن کرده است.
برخی این کودکان را معادل بزهکار میبینند، در حالی که جزو اقشار مستضعف جامعه هستند و از خانوادههایی میآیند که اخلاق انسانی در آنها وجود دارد و کار سالم را تشویق میکنند. این کودکان به دلیل سن کم و نبود مهارت، بیشتر به مشاغل ساده و خطرناک مانند زبالهگردی یا دستفروشی روی میآورند، اما هرگز تن به دزدی یا کارهای غیراخلاقی نمیدهند. شرافت خانوادگی، خط قرمز آنهاست؛ چیزی که جامعه بیشتر آن را نادیده میگیرد.

آسیبها و ابعاد پنهان زندگی کودکان کار
این کودکان هر روز با آلودگیهای شغلی، مشکلات بهداشتی، آسیبهای روحی و جسمی دست و پنجه نرم میکنند. دستانی که بدون دستکش در زبالهها میگردند و بدنهایی که در معرض زخمها، عفونتها و تصادفات هستند، اما شاید تلخترین پیامد، بازماندگی از تحصیل و حذف تدریجی «کودکی» از زندگی آنها باشد. کودکی که درآمد نقدی را تجربه کرده، دیگر علاقهای به نشستن روی نیمکت مدرسه ندارد؛ همسالانش نیز در همان محله، یکدیگر را به ترک تحصیل تشویق میکنند. نتیجه این پدیده نسلی است که سواد و مهارت ندارد، اما زبالهگردی یا دستفروسی بلد است.
عوامل متعددی در این پدیده نقش دارند؛ مشکلات اقتصادی، فقر مالی، بیثباتی بازار کار، شکاف طبقاتی، اثرات جنگ ایران و عراق، مهاجرتهای داخلی از روستاها به شهرهای بزرگ، و مهمتر از همه، نبود برنامههای حمایتی مؤثر دولتی.
روز جهانی منع کار کودکان کار در ۱۲ ژوئن ریشه در قوانین بین المللی دارد؛ این روز یادآور تعهد جهانی برای ریشه کمی پدیدهای است که کودکی، سلامت و آینده میلیونها کودکان را نابود میکند.
براساس اعلام بهزیستی خوزستان در حال حاضر ۲۴۰ کودک کار در اهواز دارای پرونده فعال هستند و اطلاعات آنها در سامانه «ارمغان» ثبت شده است. از این میان، ۹۵ درصد پسر و ۵ درصد دختر هستند. رده سنی غالب، ۹ تا ۱۳ سال است. همه این کودکان ایرانیاند و به گفته بهزیستی، کودکان اتباع پس از جنگهای اخیر از استان خارج شدهاند.
عیسی پورسلیمی معاون دادگستری کل خوزستان نیز تأکید کرده که «کار کودک زمینهساز بزهکاری میشود» و خواستار اجرای دقیق قانون حمایت از اطفال شده است.
صحبتهای کارشناسان و مقامات قضایی بر لزوم یک سیستم حمایتگر قدرتمند تاکید دارند؛ سیستمی که هم به تنوع نیازهای این کودکان(آموزش، بهداشت، روانشناسی، اوقات فراغت) توجه کند و هم به تفاوت مشاغل آنها. مردم نیز به جای پرداخت مستقیم پول به کودکان در خیابان، بهتر است کمکهای نقدی خود را به مراکز معتبر زیر نظر بهزیستی برسانند تا این پول صرف توانمندسازی، آموزش و بازگرداندن کودکی به این کودکان شود، نه تقویت چرخه کار در خیابان.

بیشتر کودکان کار خوزستانی، زبالهگرد هستند
دکتر سجاد بهمنی استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: خوزستان جمعیت حاشیهنشینان قابل توجهی دارد؛ عمده این جمعیت حاشیهنشین هم در محلات مختلف شهر اهواز پراکنده هستند و بیشتر کودکان کار اهواز از این محلات حاشیهنشین هستند. این کودکان روزانه خودشان را به نزدیک منطقه مسکونی با شرایط و کیفیت زندگی بهتر و برخوردارتر میرسانند و اقدام به زبالهگردی میکنند.
وی افزود: شکل عمده فعالیت کودک کار در استان خوزستان زبالهگردی است زیرا حجم نقدینگی زبالهگردی بیشتر از سایر فعالیتها است و نقدشوندگی بالایی دارد. به همین دلیل این کودکان بیشتر گرایش به این فعالیت غیررسمی دارند.
بهمنی با اشاره به تبعات کار کودکان بیان کرد: این کودکان عمدتا تحت تاثیر دوستان یا همسالان خودشان قرار میگیرند. ممکن است بین آنها گروههای بزهکاری باشد که آنها را تحت تاثیر قرار بدهد. از سوی دیگر خانواده نظارتی بر آنها ندارند. همچنین ممکن است آسیبهایی ناشی فعالیت زبالهگردی از جمله در زمینه بهداشت و ایمنی مواجه شوند.
استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: بازماندگی از تحصیل بین این افراد زیاد است؛ وقتی این کودکان درآمد نقدی دارند، انگیزه کمتری برای ادامه تحصیل دارند. همچنین سایر دوستانشان در مدرسه، تشویق میشوند که دست از مدرسه بردارند و در نتیجه کودک کار شوند تا به درآمد برسند.
علل روی آوردن کودکان به کار
بهمنی درباره علل کار کودکان گفت: این کودکان دارای خانوادههایی با فرهنگ واخلاق انسانی و کار سالم هستند در نتیجه حاضر نیستند از دیوار کسی بالا بروند یا تن به سرقت یا سایر فعالیتهای غیراخلاقی و غیرانسانی بدهند اما به دلیل سن پایین، نداشتن مهارت و فرصتهای شغلی به کار روی می آورند.
استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز ادامه داد: بسیاری از افراد این کودکان را معادل بزهکار میبینند یا به آنها حس نا امنی دارند در حالی که این کودکان جزو اقشار مستضعف جامعه هستند و از نظر لحاظ اخلاقی جزو خانوادههای خوب جامعهاند، بنابراین این باور غلط درباره بزهکاری و جرم با واقعیت انطباق ندارد.
وی تاکید کرد: شرایط اقتصادی، گسترش فقر، ناکارآمدی یا ناتوانی نهادهای حمایتگر و همچنین نبود فرصتهای اشتغال برای سنین بالا، اصلی ترین دلایل روی آوردن کودکان به کار در خیابانها است.
بهمنی بیان کرد: اگر همه نهادها با همدیگر خوب کار کنند، کودک کار یا تولید نمیشود یا سامان پیدا میکند و میتواند به تحصیلش برگردد و از نظر معیشتی تضمین و حمایت شود. باید به شکلی عمل کنند که کودکان انگیزه خود را برای کار از دست دهند و به تحصیل و حضور در کنار خانواده، زندگی سالمی داشته باشند.

کودکان کار باید حمایت شوند
وی افزود: کودکان کار مجبور هستند در اقتصاد غیررسمی برای تأمین معیشت خانواده، حفظ شرافت خانواده، تأمین هزینههای دارو و درمان به عنوان کمک در کنار پدر یا مادر کار کنند. باید یک حمایتگر با قدرت روی کودکان کار متمرکز باشند و آنها را سامان دهند.
بهمنی بیان کرد: فقر مالی یا بیماری والدین یا یکی از اعضای خانواده، از محرکهای اصلی برای گرایش این کودکان به کار است. به دلیل نگاه منفی به آنها، از جامعه، طرد میشوند و پذیرش اجتماعی مثبتی ندارند در نتیجه عزت نفس و بازماندگی از تحصیل دغدغههای جدی درباره این کودکان است.
وی در ادامه گفت: استان خوزستان دارای مراکز حمایتی، آموزشی و نگهداری کودکان است و پروندههای فعالی در این زمینه وجود دارد که باید به آنها کمک کنیم تا کودکان کار بهتر ساماندهی شوند.
بهمنی گفت: بیشترین کودکان کار در استان خوزستان خانواده دارند، پسر هستند و ایرانی هستند، بنابراین ساماندهی این کودکان کار خیلی پیچیدهای نیست. از سوی دیگر مردم هم باید مشارکت کنند و به جای اینکه کمکهای نقدی را مستقیم به این کودکان در خیابان بدهند، به مراکزی بدهند که در راستای توانمندسازی، حمایت و آموزش این کودکان تحت نظر بهزیستی یا هماهنگ با بهزیستی فعالیت میکنند. این کار در واقع مؤثرتر است.
بنا به گفته عیسی پورسلیمی معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل خوزستان، براساس ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگیری افراد کمتر از ۱۵ سال تمام، ممنوع است و قانون برای صیانت از سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان، محدودیتها و الزامات مشخصی را در خصوص اشتغال افراد زیر ۱۸ سال پیشبینی کرده است.
همچنین طبق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب سال ۱۳۹۹، هرگونه بهرهکشی اقتصادی از کودکان و بهکارگیری آنان در فعالیتهایی که سلامت، امنیت، آموزش یا رشد آنان را به مخاطره اندازد، ممنوع بوده و برای مرتکبان ضمانتهای قانونی در نظر گرفته شده است.
با این حال شاهد فعالیت کودکان کار هستیم؛ بنا به گفته مسئولان بهزیستی خوزستان بیشتر این کودکان از محلات حاشیهنشین هستند و در صورت گسترش حاشینه نشینی نه تنها کودکان کار کمتر نمیشوند بلکه تعداد آنها افزایش مییابد.
تمامی کودکان کار و خیابانی شناسایی شده دارای خانواده نابسامان هستند
در ادامه صادق خجسته رئیس اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی خوزستان نیز در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در بهزیستی استان خوزستان سه مرکز غیردولتی حمایتی-آموزشی و نگهداری کودکان کار و خیابانی وجود دارد که دو مرکز بصورت روزانه و یک مرکز نیز شبانهروزی است. ظرفیت مراکز روزانه ۱۲۰ کودک و مرکز نگهداری ظرفیت پذیرش ۳۰ نفر را دارد. تمامی کودکان کار و خیابانی شناسایی شده دارای خانواده(نابسامان) بوده و کودک در معرض آسیب یا آسیب دیده، بدسرپرست یا فاقد سرپرست موثر است.
رئیس اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی خوزستان گفت: در مراکز بهزیستی تمام خدمات روانشناسی، مددکاری، حقوقی، تحصیلی، آموزشی، درمانی و معیشتی به کودکان کار ارائه میشود. در حال حاضر ۲۴۰ کودک کار در اهواز دارای پرونده فعال بوده که اطلاعات تمامی آنها موجود و در سامانه ارمغان بهزیستی ثبت شده است. همچنین در شهرستانهای آبادان، مسجدسلیمان، خرمشهر، دزفول، ندیمشک و سایر شهرستانهای دارای کودک نیز از طریق تیم تخصصی اورژانس اجتماعی خدمات سرپایی دریافت می دارند.
خجسته بیان کرد: مشکلات معیشتی و اقتصادی و فقر مالی خانواده ها، بی ثباتی بازار اشتغال، مشکلات فرهنگی و اجتماعی، شکاف طبقاتی، تأثیرات جنگ ایران و عراق، مهاجرتهای داخلی بهویژه از روستاها به شهرهای بزرگ و کمبود یا نقص در برنامههای حمایتی دولتی و... از جمله مسائلی هستند که این کودکان را به سمت کار کاذب یا تکدیگری می کشاند.
وی با اشاره به تبعات ناشی از کار کودکان گفت: آسیبهای روانی و عاطفی -اضطراب، افسردگی و استرس ناشی از کار طاقتفرسا، کاهش عزت نفس بهدلیل تبعیض و نگاه منفی جامعه، مواجهه با خشونتهای کلامی و جسمی در محیط کار و خیابان، آسیبهای اجتماعی و حقوقی، محرومیت از تحصیل و بیسوادی که چرخه فقر را تشدید میکند برخی از تبعات کار کودکان هستند.
رئیس اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی خوزستان گفت: استثمار اقتصادی، خطر ابتلا به اعتیاد یا قاچاق مواد مخدر، آزار و سوءاستفاده جنسی در محیطهای کار غیررسمی-آسیبهای جسمی و بهداشتی کار در محیطهای خطرناک مانند کارگاههای غیراستاندارد، معادن، جادهها و مزارع که منجر به بیماریهای تنفسی، مسمومیتها و حوادث ناگوار میشود.
وی، درباره راهکارهای موثر برای کمک به کودکان کار گفت: کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی به کودکان کار نیازمند یک رویکرد جامع و چندبعدی است که هم علل ریشهای این مشکل را هدف قرار دهد و هم از کودکان در برابر خطرات محافظت کند.
خجسته افزود: حمایت اقتصادی از خانوادهها، ایجاد مشاغل پایدار برای والدین کودکان کار، ارائه کمکهای نقدی و غیرنقدی مشروط به خانوادهها به شرط فرستادن کودکان به مدرسه، ساخت مدارس رایگان در مناطق محروم، اجرای برنامههای جذب کودکان بازمانده از تحصیل، تقویت قوانین و نظارت بر نحوه انجام کار توسط دستگاههای عضو قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، اجرای دقیق قوانین منع کار کودکان زیر سن قانونی، نظارت بر کارگاهها و مراکز تولیدی برای پیشگیری از بکارگیری کودکان در این زمینه بسیار مهم هستند.

وی ادامه داد: آموزش مهارتهای زندگی و حرفهای برای توانمندسازی آنها یا اعضای خانواده، آگاهیرسانی و مشارکت عمومی، فرهنگسازی برای کاهش تقاضای کار کودکان در جامعه، تشویق مردم به حمایت از سازمانهای مردمنهاد فعال در این حوزه به جای کمک نقدی به این کودکان، همکاری با سازمانهای جهانی مانند یونیسف و ILO برای اجرای برنامههای حمایتی و جلب حمایت مالی و فنی از کشورهای توسعهیافته از جمله راهکارهای موثر برای کمک به کودکان کار و کاهش این آسیب هستند.
رئیس اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی خوزستان گفت: با توجه به تاکید قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب سال ۱۳۹۹ و آیین نامه اجرایی ماده ۶، ۱۸ دستگاه عضو قانون هستند. تمامی این دستگاهها باید با نظارت دادگستری برای خروج کودک از شرایط مخاطره آمیز در امر شناسایی، پذیرش، حمایت، نگهداری و توانمندسازی باید با بهزیستی همسو، همپا و همکار باشند.
وی افزود: در راستای کنترل و کاهش این آسیب، علاوه بر مشارکت دستگاههای دولتی برای حمایت از کودکان کار و ساماندهی آنها نیاز به مشارکت عمومی و شهروندان به خصوص در استان ما وجود دارد بنابراین موسسات و مراکز خیریه سطح استان و شهرستان اهواز به زودی تاسیس مراکز ساماندهی، غربالگری و نگهداری کودکان کار و خیابان به شدت احساس میشود و لازم است سازمان های مردم نهاد پای کار آمده تا با مشارکت جمعی این آسیب کاهش یابد. بهزیستی استان خوزستان بارها اقدام به فراخوان همکاری نموده و از هرگونه کمک موسسات خیریه و فعالان اجتماعی،بسیج مردمی و... که دغدغهمند آسیبهای اجتماعی هستند استقبال خواهد کرد.
به گزارش ایسنا، آمار پایین پرونده فعال کودکان کار در اهواز نشاندهنده ظرفیت محدود مراکز حمایتی، ضعف در اعتماد سازی و نبود مشارکت عمومی مردم است و کار را سخت تر کرده است.
برای تغییر این وضعیت، تنها قانون و روز جهانی کافی نیست. نیاز به اجرای دقیق قوانین، نظارت بر کارگاهها، توانمندسازی اقتصادی خانوادههای حاشیهنشین، و مهمتر از همه، تغییر نگاه جامعه است.
مردم نیز میتوانند به جای پرداخت مستقیم در خیابان، به مراکز معتبر زیر نظر بهزیستی کمک کنند تا پول صرف آموزش و توانمندسازی شود وگرنه هر سال ۱۲ ژوئن، تنها یک تاریخ تکراری در تقویم خواهد ماند.












نظر شما